الملا فتح الله الكاشاني
332
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
نيايد و بهر تقدير ميفرمايد كه بمشيت الهى در مكه درآييد آمِنِينَ در حالتى كه ايمن باشيد از شر دشمنان مُحَلِّقِينَ تراشندگان رُؤُسَكُمْ سرهاى خود را وَ مُقَصِّرِينَ و چينندگان موى و ناخن يعنى بعضى سر تراشيد و بعضى ناخن و موى گيريد لا تَخافُونَ نترسيد از هيچكس يعنى بعد از حلق و تقصير شما را هيچ خوفى نبود فَعَلِمَ پس داند خداى ما لَمْ تَعْلَمُوا آنچه ندانيد از حكمت در صلح حديبيه و تاخير عمره تا سال ديگر و تقديم فتح خيبر فَجَعَلَ پس گردانيد براى شما يعنى مقرر فرمود مِنْ دُونِ ذلِكَ پيش از اين يعنى قبل از دخول شما در مسجد الحرام به جهت عمره قضا فَتْحاً قَرِيباً فتحى نزديك كه فتح خيبر است تا به آن مسرور شويد پيش از زمان فتح مكه يا مراد بفتح قريب صلح حديبيه است آوردهاند كه چون رسول در ذى القعده سال ششم از هجرت از دخول مسجدالحرام مسدود شد و صلح نموده از حديبيه مراجعت فرمود و در سال هفتم از هجرت در همان ماه كه مصدود شده بود با اصحاب عمره گرفته به مكه آمد و سه روز در آنجا مكث فرمود از زهرى مرويست كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مكه جعفر بن ابى طالب را بخطبهء ميمونهء عامريه فرستاد كه دختر حارث عامرى بود او گفت اختيار من عباس بن عبد المطلب دارد و در آنوقت خواهر او ام الفضل بنت حارث زوجهء او بود جعفر نزد عباس آمد و صورت حال به او تقرير كرد عباس قبول نموده ميمونه را بجبالهء آنحضرت درآورد و آنحضرت اصحاب را امر كرد تا دوشهاى خود را برهنه كنند در وقت طواف تا مشركان جلادت و جسامت ايشان را ببينند پس اهل مكه از رجال و نسا و صبيان در طواف ملاحظهء حال رسول و اصحاب ميكردند و حق تعالى به جهت تاكيد وعدهء فتح بلدان و غلبيت ايشان بر اقاليم جميع مشركان فرمود كه . هُوَ الَّذِي او آنكسى است كه أَرْسَلَ رَسُولَهُ فرستاد رسول خود را كه محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است بِالْهُدى بچيزيكه هدايت كننده خلقانست از حجج واضحه و معجزات ظاهره وَ دِينِ الْحَقِّ و بدين درست و راست كه اسلام است لِيُظْهِرَهُ تا غالب گرداند دين اسلام را عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ بر همهء دينها چه دين اسلام اديان لاحقه را منسوخ ساخت و ملتهاى باطله را برانداخته و لهذا هيچ ملتى نيست الا كه مسلمانان بر ايشان غالب و قاهرند و از امام جعفر صادق عليه السلام مرويست كه تاويل اين آيه هنوز بفعل نيامده و در حين ظهور حضرت صاحب الزمان صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بظهور خواهد رسيد زيرا كه در آنزمان غير از دين اسلام دين ديگر نخواهد ماند وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً و كافى و پسنده است خداى در حالتى كه گواهست بر آنچه وعده